/ 2 نظر / 112 بازدید
سهیل

در ميكده‌ام: چون من بسي اينجا هست مي حاضر و من نبرده ام سويش دست بايد امشب ببوسم اين ساقي را اكنون گويم كه نيستم بيخود و مست در ميكده ام دگر كسي اينجا نيست واندر جامم دگر نمي صهبا نيست مجروحم و مستم و عسس مي بردم مردي، مددي، اهل دلي، آيا نيست ؟

زینب بانو

سلام استاد حالتون خوبه؟ یه سوال داشتم شما الان انجمن هستید؟ این کارتون خیلی زیباست آپ کردم منتظرم[گل]