/ 3 نظر / 101 بازدید
سهیلا

یلدا یعنی یامان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت...

سحر

گوش كن، دور ترين مرغ جهان مي خواند. شب سليس است، و يكدست، و باز. شمعداني ها و صدادارترين شاخه فصل،ماه را مي شنوند. *** پلكان جلو ساختمان، در فانوس به دست و در اسراف نسيم، *** گوش كن، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا. چشم تو زينت تاريكي نيست. پلك ها را بتكان، كفش به پا كن، و بيا. و يا تا جايي، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روي كلوخي بنشنيد با تو و مزامير شب اندام ترا، مثل يك قطعه آواز به خود جذب كنند. پارسايي است در آنجا كه ترا خواهد گفت: مثل همیشه قدوم پرمهرت را در کلبه ام ارج می نهم و تورا به کلبه کوچکم برای جشن کوچکی دعوت می کنم ...قدوم پرمهرت را گرامی میدارم گرامی... روزت قشنگ و دلفریب

میثم

سلام زیبا بود. خیلی زیبا. یک هنر واقعی که از دل بر‌آمده امیدوارم موفق باشید. [گل]