پيام قلم ني


فرهنگ وهنر و...

عشق - استاد دکتر مهندس مجتبی کاشانی

عشق 

عشق یعنی تشنه‌ای خود نیز اگر ،واگذاری آب را بر تشنه‌تر! ...

عشق یعنی ساقی کوثر شدن بی پر و بی پیکر و بی سر شدن!

... عشق یعنی خدمت بی منتی عشق یعنی طاعت ِ بی جنتی!

... گاه بر بی‌احترامی ، احترام بخشش و مردی به جای انتقام!

... عشق را دیدی خودت را خاک کن! سینه‌ات را در حضورش چاک کن!

 ... عشق آمد ؛ خویش را گم کن عزیز! قوّت‌ات را ، قـُـوت ِ مردم کن عزیز!

... عشق یعنی مشکلی آسان کنی دردی از درمانده‌ای درمان کنی!

 ... عشق یعنی خویشتن را گم کنی عشق یعنی خویش را گندم کنی!

... عشق یعنی نان ده و از دین مپرس! در مقام بخشش از آیین مپرس!

... هر کسی او را خدایش جان دهد ، آدمی باید که او را نان دهد!

... * در تنور عاشقی سردی مکن در مقام عشق ، نامردی مکن!

... لاف مردی می‌زنی! مردانه باش! در مسیر عاشقی ، افسانه باش!

... دین نداری ، مردمی آزاده باش! هر چه بالا می‌روی ، افتاده باش!

 ... در پناه دین ، دکان‌داری مکن! چون به خلوت می‌روی ، کاری مکن!

 ... عشق یعنی ظاهر باطن نما! باطنی آکنده از نور خدا!

 ... عشق یعنی عارف ِ بی خرقه‌ای! عشق یعنی بنده‌ی بی فِرقه‌ای!

... عشق یعنی آن‌چنان در نیستی ، تا که معشوقت نداند کیستی!

... عشق یعنی ذهن زیباآفرین آسمانی کردن ِ روی زمین!

... عشق گوید مست شو گر عاقلی از شراب غیر انگوری ولی!

... هر که با عشق آشنا شد ، مست شد! وارد یک راه بی بن‌بست شد!

... کاش در جامم شراب ِ عشق باد خانه‌ی جانم خراب ِ عشق باد!

... هر کجا عشق آید و ساکن شود ، هر چه ناممکن بوَد ، ممکن شود!

... در جهان هر کار خوب و ماندنی‌ست ، ردّپای عشق در او دیدنی‌ست!

... شعرهای خوب ِ دیوان جهان ، سِرّ عشق است و سرود عاشقان!

... « سالک »! آری ... ؛ عشق رمزی در دل‌ست شرح و وصف ِ عشق کاری مشکل است!

... عشق یعنی شور هستی در کلام! عشق یعنی شعر ، مستی ، والسلام!

... مرحوم دکترمجتبی کاشانی

   + حمید اکبری - ۱:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۱٧